ه. جغرافياي هلنيستي و چيني
آرتميدوروس
آرتميدوروس1 افسسي در حوالي 104 تا 100 برآمد. جغرافيدان. سفير زادگاهش در روم. سفرهاي زيادي كرد و كتابي در جغرافيا نوشت، دربارهٴ تمام ((دنياي مسكون)). او به جغرافياي فيزيكي و تعيين فواصل توجه زيادي مبذول داشت. اين طرح اخير واكنشي بود در برابر جغرافياي نجومي كه او آن را تخيلي ميدانست. او آثار اسلاف خويش مخصوصاً آگاتارخيدس را مورد استفاده قرار داد. استرابون اغلب به اثر او اشاره ميكند.
چانگ چئين
چانگ چئين2 در نيمهٴ دوم سدهٴ دوم ق م برآمد. وزير امپراتور ووتي3 از سلسلهٴ هان. او پس از سفري دراز به كشورهاي باختري در 126 به چين بازگشت؛ شخصاً فرغانه4، هندوسكا5، بلخ6، و سغد7 را سياحت كرد و اطلاعاتي دربارهٴ كشورهاي ديگر به دست آورد، از قبيل كشور پارت8، سوريه9، كلده10، و هند11. او شبدر12 (نوعي از يونجه13) و تاك و احتمالاً گياهان و حيوانات ديگري را از آسياي مركزي به چين وارد كرد. او تا 115 رابطهٴ منظمي را ميان چين و باختر برپا كرد و ميتوان گفت در رشد تمدن چيني فصل تازهاي گشود.
و. گياهشناسي چيني، كارتاژي، رومي و هلنيستي
راجع به گياهشناسي چيني نك يادداشت من دربارهٴ چانگ چئين در بالا.
ماگو14
اندكي پس از انهدام كارتاژ (146 ق م) سناي روم فرمان داد تا اثر مهم ماگوي كارتاژي (تاريخش نامعلوم) به لاتيني ترجمه شود. اين اثر كه به زبان كارتاژي نوشته شده بود (از لهجههاي فنيقي) سخت مورد توجه روميان قرار گرفت و ظاهراً با وسعت زيادي مورد استفادهٴ نويسندگان مطالب كشاورزي واقع شد. كولوملا15، ماگو را پدر كشاورزي16 ناميد.